نامحرم نامحرم است...

یادمان باشد در هرجایی نامحرم نامحرم است... خانم عزیز عکس پروفایلت آنگونه هست که باید باشد آقای عزیز حرفهایت باخواهران اددلیستت آنگونه هست که باید باشد. مرز بین محرم و نامحرم را حفظ کرده ایی آری ... اینجا در این دنیای مجازی همه چیز مجازیست.... همه چیز... اما .... اینجا هم ،نامحرم نامحرم است. نکند عکست آنگونه باشد که نباید... و یاحرفهایت آنگونه باشد که نباید... آری اینجا محیط محیطی مجازیست... اما خدایش همان خدای همیشگی ست. همان خدایی که، یکی است. **** یادمان نرود اینجا هم در محضر خداییم **** (((( ألم یعلم بأن الله یری )))) آیا (انسان) نمیداند خدا می بیند

مسئله برجام

*** برجام همه از کاهش فشار بر ایران خوشحال خواهیم بود و از مسوولین تشکر خواهیم کرد. اما... . همزمان با جشن دولتی رفع تحریمها در ایران، وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم‌های تازه‌ای در ارتباط با برنامه موشکی ایران اعلام کرد. ** اوباما نیز امشب گفت: حتی با اجرای توافق، می‌دانیم که اختلافات جدی بین ما و ایران وجود دارد. ایران منطقه را بی ثبات می‌کند و اسرائیل را تهدید می‌کند. حقوق بشر را نقض کرده و از تروریسم حمایت می‌کند. آزمایش موشکی ایران نقض تعهدات بین‌المللی این کشور بود و بخاطر همین هم تحریمش کردیم. . به این ترتیب تکلیف دو مساله معلوم شد: اول اینکه همانطور که قبلاً امریکایی ها گفته بودند، تحریم هایی را که در ازاء برجام تعلیق می کنند، به بهانه ی نقض حقوق بشر یا حمایت از تروریسم یا برنامه موشکی ایران دوباره اعمال خواهد کرد. دوم: تصور کنید بواسطه ی یک آزمایش موشکی یا به بهانه حضور سردار سلیمانی در سوریه یا... تحریمها دوباره اعمال شود (توجه کنید تحریمها لغو نشده بلکه برای 180 روز تعلیق شده)، آنوقت بهترین بهانه برای جریان نفوذی برای قابل مذاکره کردن برنامه موشکی ایران یا آزاد کردن منافقین و سران فتنه و... بدست آمده است. آمریکا حالا شماره تلفن ظریف را دارد. او ارزش این رفاقت گرانبها را خوب می داند. اینها گام های شیطان است: ولاتتبعوا خطوات الشیطان. شیطان خطوه خطوه (گام به گام) جلو می آید... . پ ن: البته اوباما از رد صلاحیت ها چیزی نگفت؛ ظاهرا این مهم برعهده ی جناح داخلی گذاشته شده بود. فشار از بیرون، چانه زنی از داخل. .. نفوذ پ ن 2: بهتر بود اوباما این حرفها را الان به زبان نمی آورد تا نقشه دولت برای تصرف مجلس در انتخابات پیش رو به طور کامل پیاده می شد. ولی به هر حال اوباما هم مسایلی دارد که باید آنها را حل کند. قبلاً هم گفته بودم که سیاست آمریکا در قبال ایران به دموکراسی هدایت شده بدل شده است. دولت را خاین نمی دانیم ولی امریکا هنوز شیطان بزرگ است و شیطان توبه نمی کند.

وسیله‌ نقلیه‌ هاشمی‌ و خانواده‌اش در دوران ریاست جمهوری

*** وسیله‌ نقلیه‌ هاشمی‌ و خانواده‌اش در دوران ریاست جمهوری چه بود؟ * خاطرات هاشمی نشان می‌دهد که او و خانواده‌اش در موارد متعددی از "هلی‌کوپتر" برای جابجایی در سفرهای داخل و خارج شهر استفاده می‌کرده‌اند! * بخشی از خاطرات هاشمی رفسنجانی: ***یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۷۰ (تاسوعای حسینی): «با هلی‌کوپتر به سد لتیان آمدیم. بچه‌ها هم تا ظهر کم‌کم رسیدند. مهدی و فاطی نیامدند. هوای خوبی دارد. عصر همراه بچه‌ها، خواستم اسکی روی آب یاد بگیرم. کمی دنبال قایق کشیده شدم. بدنم آمادگی برای چنین ورزشی ندارد. گرچه آسان است. *** جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۷۱: «تا ساعت ده و نیم صبح در منزل مطالعه می‌کردم. حاجیه‌خانم والده و همشیره فاطمه آمدند. حال والده بحمدالله خوب است. باهم به سعدآباد رفتیم و با هلی‌کوپتر برای اقامه نماز جمعه به مرقد امام رفتیم. به مناسبت دهه فجر نماز جمعه در آنجا برگزار شد. با هم به منزل برگشتیم. والده و همشیره برای اولین بار سوار هلی‌کوپتر می‌شدند. ظهر بچه‌ها جمع بودند. عصر و شب هم بستگان آمدند...» *** دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۶۹: «ساعت نه صبح با هلی‌کوپتر از منظریه به مرقد امام رفتم... در مراجعت با هلی‌کوپتر به اردوگاه کلک‌چال در شمال جماران رفتیم؛ مکان جالبی است. تاکنون ندیده بودم... سپس با هلی‌کوپتر بر فراز توچال و خط تله‌اسکی و پیست اسکی پرواز کردیم. مهدی توضیحات داد. مناظر خوبی است. به خانه آمدیم و تا شب در خانه بودم. عصر بستگان آمدند.» *** سه‌شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۷۰: «ساعت ده صبح با هلی‌کوپتر به مرقد امام رفتیم. عفت هم آمد. یاسر دیروز به رفسنجان رفته است. فاطی و بچه‌ها هم به رفسنجان و فائزه به شمال رفته‌اند. محسن هم به‌سوی شمال رفته بود، به خاطر شلوغی جاده برگشته است. در مرقد امام آیت‌الله خامنه‌ای صحبت کردند و برگشتیم. هلی‌کوپتر در حیاط منزل نیمه‌ساز فاطمه پهلوی، روی تپه‌ای کنار کاشانک نشت.» *** پنج‌شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۷۱ و جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۷۱: «ساعت ده صبح با هلی‌کوپتر به مرقد امام رفتیم...با هلی‌کوپتر از همان‌جا به سد لتیان رفتم. تا ظهر تنها بودم. بعدازظهر حاجیه‌خانم والده و همشیره فاطمه رسیدند. آقای حمید میرزاده هم آمد. با هم ناهار خوردیم. عصر کم‌کم فاطی، محسن، مهدی و یاسر آمدند. عفت هم ناهار را در پاویون مرقد با خانواده امام مانده بود و عصر آمد... تا شب در لتیان ماندیم. وقت به مطالعه و صحبت و قدم زدن و قایق‌سواری و تماشای جت اسکی سواری مهدی و یاسر گذشت. هوای مطبوعی داشتیم. در جریان قایق‌سواری ارتفاعات اطراف دریاچه را سرسبز و خلوت دیدم...» *** پنج‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۷۱: «با هلی‌کوپترها به پرواز درآمدیم. از فضا مهدی‌شهر و شهمیرزاد را تماشا کردیم. آقایان مؤمنی و شاه‌چراغی توضیحات دادند. از این‌که به شهر آن‌ها نرفتیم سخت گله‌مند بودند حقشان است. خیلی زیبا و باصفاست. کوهستانی، ییلاقی و سردسیر. با اصرار دکتر حسن روحانی در سرخ فرود آمدیم که همین امر باعث گلایه بیشتر آن‌ها شد...» *** دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۷۱: «... با هلی‌کوپتر به‌سوی کاخ سعدآباد پرواز کردیم. هوا بارانی بود نتوانستند در سعدآباد بنشینند، در ورزشگاه انقلاب فرود آمدیم...» *** پنج‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۷۱: «برای بازدید از شهرک‌های در دست احداث و فرودگاه پیام واقع در غرب تهران از کاخ سعدآباد با هلی‌کوپتر پرواز کردیم. اطراف منطقه شهر هشتگرد پرواز کردیم...» *** سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۷۱: البته مطابق خاطرات آقای هاشمی ایشان یک‌بار در سفر به همدان مجبور به سوارشدن بر یک پیکان می‌شوند که به قول خودشان باعث تعجب مردم است: *** جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۷۱: «چون نزدیک غروب بود و سان‌ست شده بود، هلی‌کوپترها برایشان مشکل بود پرواز کنند. خیلی سریع مراجعت کردیم. غروب در دانشگاه بوعلی پیاده شدیم. ماشین‌ها در فرودگاه منتظرمان بودند. به خاطر صرفه‌جویی در وقت و نزدیک بودن دانشگاه به محل اقامتمان گفتیم برخلاف برنامه اینجا فرود بیایند. از یک پیکان و یک وانت برای رفتن به مقر استفاده شد. مردم مسیر تعجب کرده بودند...»

خیانت به خدا

* حجت الاسلام پناهیان:

*اگر کسی به نماینده انقلابی رای ندهد تا وارد مجلس بشود به خدا خیانت کرده است حتی اگر خود نداند.

به گزارش#فتن/حجت الاسلام پناهیان عنوان کرد:
هم نماینده مجلس و هم نماینده خبرگان باید انقلابی باشد و ولایی و برای دین خدا کار کند./اگر زکزاکی را زخمی و در بند میکنند و اگر شیخ نمر را شهید میکنند نه به خاطر اینکه آنها شیعه هستند نه…!
این اتفاقات رخ می دهد چون آنها شیعه انقلابی هستند و استکبار ستیز هستند.
وقتی شیعه انقلابی باشی با تو کار دارند.

خود را به جای آن رآکتور می‌گذارم...

خود را به جای آن رآکتور می‌گذارم قلب مرا از جا درآوردند... شعر میلاد عرفان‌پور برای یک رآکتور اراک: یک لحظه حتی در خیال مننمی گنجید روزی به جای یک کبوتر شعری برای یک رآکتور گفته باشم یا جای باران و صدای ناودان‌ها در کوچه‌های شعرخیز شهر خود -شیراز- از دودکش‌های اراک و آه سوزانش بگویم اما نمی‌دانم چرا امروز مثل تمام مادران داغدیده مثل غرور زخمی ایران رفته‌ست از لب‌های من لبخند مَردُم! خود را به جای آن رآکتور می‌گذارم قلب مرا از جا درآوردند مَردُم...!